پارت نوزده :
پلکهایم به شدت سنگین بود. وقتی بالاخره توانستم آنها را از هم باز کنم، نورِ ملایمی چشمهایم را زد. بوی تند نمک و اقیانوس هنوز در مشامم بود، اما دیگر خبری از سرمای کشنده و تکانهای وحشتناک قایق نبود. روی تختی بزرگ و نرم دراز کشیده بودم. با گیجی به خودم نگاه کردم و قلبم فرو ریخت؛ لباسهای خیس و کثیفم را عوض کرده بودند. حالا فقط یک پیراهنِ مردانهی سفید و گشاد به تن داشتم که بوی تلخِ ادکل
مطالعهی این پارت حدودا ۴ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۸ روز پیش تقدیم شما شده است.
راز
0نمیدونم مهراد شبانه رو میخواد یا ریحانو؟مگه ریحان با پدر شبانه نبود پس اون کجاست؟
۳ ماه پیش......
0دقیقاً اصلا خبری از یزدان نیست چی شد یهو 😑
۳ ماه پیشویونا
1تو خماری عشق شبانه و آراز برای بار سوم میرم جلد یکو میخونم
۳ ماه پیشنگین رمان فن
4من همش دارم حرص میخورم که چرا پارتای این دوتا اینقد کوتاهه. بعد که میخونم عذاب وجدان میگیرم چرا اینقد تند خوندم و تموم شد😭 مرسی خانم لرکی
۳ ماه پیش
ساناز لرکی | نویسنده رمان
بیشتر مینویسم جان دل
۳ ماه پیشنگین رمان
1واییییی خیلی ممنون. راز شبانه (میراث) واقعا یکی از بهترین رمانایی بود که خوندم و با خوندن هر پارتش لذت بردم.
۳ ماه پیشم..
1به نظرتون احتمال اینکه کسی جزیره رو پیدا کنه بیشتر یا اینکه اخلاق مهراد درست شه؟😅
۳ ماه پیشپرنیا
4جزیره پیدا میشه ولی این درست نمیشه
۳ ماه پیشنرگس
1فعلا خداروشکر میکنم مهراد پیش شبانه نیست شبانه راحت تر معمارو حل کنه😅 فقد کنجکاوم کی آراز وارد میشه
۳ ماه پیشنگین
0😂من آزادش گذاشتم خودش زیاده خواه بود
۳ ماه پیشپرنیا
1ب این جزیره میگه خونه ؟؟خدا خفت کنه روانی
۳ ماه پیشپرنیا
2چقد دلم به حال ریحان میسوزه این همه بدبختی کشید که سرآشپز شه حالا اومده جایی گیر کرده فقط خودش و مهراد سگ اخلاق
۳ ماه پیشنرگس
4مرسی ک اجازه دادی تو ساحل قدم بزنه😅کثافت
۳ ماه پیشمینا
2واقعا محشره 😍😍 دلم برا ریحان سوخت حداقل کاش مهراد اخلاق درست حسابی داشت😂
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

زری گلی
0مهراد خدا خفت کنه روانی شدم از دستت الان دارم کل موهامو میکنم از ته دل جیسیغغغغغغ بزنم کسذسمیذمیخبدیمکس😫جییییغ یمیدیمیپ